Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منها

تلفظ بین المللی : /mˈenhɑ/ تلفظ :‌ [m'enhA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • منها کردن
  • منهاج
  • منهاج البراعه
  • منهاج الدین
  • منهاج سراج
  • منهال
  • تاج الرسایل و منهاج الوسایل
  • منهای
  • گهیج منهاج الدین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

منها. [ م ِ ] ( ع حرف جر + ضمیر ) مأخوذ از تازی ، به معنی از آن ، که در تفریق حساب استعمال می کنند. یعنی موضوع شده از آن و تفریق شده از آن. ( ناظم الاطباء ).- منها ساختن ؛ منها کردن. مفروق را از مفروق منه بیرون کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترکیب بعد شود.- منها کردن ؛ افکندن. انداختن. کم کردن. استثناء کردن. وضع کردن. موضوع کردن. تفریق کردن. عددی را از عددی باقی فاضل کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ...

فرهنگ عمید

۱. (ریاضی ) تفریق.
۲. (ریاضی ) علامت تفریق.
۳. (حرف اضافه + ضمیر ) [قدیمی] از او، از آن.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] ۱ - (حر اض .+ ضم ) از آن (مونث یا جمع ). ۲ - (اِ. ) تفریق ، کاهش (ریاضی ).

فرهنگ فارسی

ازاو، از آن، ا آن کسرشده، ودراصطلاح حساب: تفریق عددی ازعدددیگر، تفریق شده از آن
۱- از آن ( مونث یا جمع ) ۲- ( اسم ) تفریق کاهش یا منها ی . تفریق از یا منها کردن . تفریق کردن کاستن
گوشت نیم پخته لحم منها گوشت نیمه پخته .

دانشنامه عمومی

کاهش

(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) کَمَن. از ریشۀ "کَمیدَن" به آرِشِ (معنیِ) "کم کردن". آن نشانۀ - است که شماره های دو سویش از هم کم می شوند. برای نمونه، 3 = 2 - 5 خوانده می شود:2 از 5 می شود 3، یا 5 کَمَن 2 برابرِ 3.

منها (فیلم کوتاه). منها (فیلم کوتاه)"هفتمین جشنواره ی بین المللی فیلمهای تجربی سیدنی" – استرالیا / ۱۳۸۸نامزد بهترین تدوین و تصویربرداری، دریافت دیپلم افتخار بهترین...

مترادف و متضاد

کاهش

تفریق، کسر ≠ جمع

۱. تفریق، کسر ≠ جمع
۲. بهجز

minus (اسم)
منهای، منها، علامت منفی

subtraction (اسم)
کاهش، منها، تفریق

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مِنْهَا: از آن (مؤنث)معنی یَتَرَقَّبُ: انتظار می کشید ("فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ ":ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار میکشید از شهر بیرون رفت)معنی مَدِینَةِ: شهر- مدینه ( در آیه شریفه 8 سوره مبارکه منافقون : "یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَی ﭐلْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ ﭐلْأَعَزُّ مِنْهَا ﭐلْأَذَلَّ ..." )معنی ﭐنسَلَخَ: تمام شد - سپری شد - جدا شد (معنای ...

فرهنگ فارسی ساره

کاهش


کلمات مرتبط

  • منها کردن
  • منهاج
  • منهاج البراعه
  • منهاج الدین
  • منهاج سراج
  • منهال
  • تاج الرسایل و منهاج الوسایل
  • منهای
  • گهیج منهاج الدین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات