منقش . [ م ُ ن َق ْ ق ِ ] (ع ص ) آنکه می نگارد و آنکه نگار می کند و آنکه کنده کاری می کند. (ناظم الاطباء).
منقش . [ م ِ ق َ ] (ع اِ) موی کن که آهن باشد که بدان خار برکنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). منقاش وابزار آهنی که بدان موی برکنند. (ناظم الاطباء). منقاش . ج ، مناقش . (اقرب الموارد). رجوع به منقاش شود.
(مُ نَ قَّ) [ ع . ] (اِمف .) نقش و نگار داده شده ، رنگ آمیزی شده .
(مُ نَ قِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - نقش کننده . 2 - کنده کاری کننده (بر نگین و جز آن ).
پرنقش، مرتسم، منقوش، نقشدار، نگارین