منقسم. [ م ُ ق َ س ِ ] ( ع ص ) بخش بخش شونده. ( آنندراج ). بخش بخش شده و قسمت شده. ( ناظم الاطباء ). تقسیم شده : عقلاگفته اند هر گناه که از مردم صادر شود منقسم است بر چهار قسم. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 117 ). مراتب پیغمبران منقسم به چهار است. ( حبیب السیر ج 1 چ خیام ص 16 ).- منقسم ساختن ؛ تقسیم کردن. قسمت کردن : فیاض علی الاطلاق نور محمدی را که زمره ای از فضلا آن را جوهر بیضا گویند منقسم به دو قسم...
فرهنگ عمید
قسمت شده، بخش بخش شده.
فرهنگ معین
(مُ قَ س ) [ ع . ] (اِفا. ) بخش بخش شده ، قسمت شده .
فرهنگ فارسی
قسمت شده، بخش ب ش شده ( اسم ) تقسیم شونده بخش بخش شده