معانی کلمه : منقر
لغت نامه دهخدا
منقر. [ م ُ ق ِ ] (ع ص ) شیر نیک ترش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
منقر. [ م ُ ن َق ْ ق َ ] (ع ص ) منقرالعین ؛ مرد که چشمش در مغاک فرورفته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
منقر العین مرد که چشمش در مغاک فرو رفته باشد .
دانشنامه عمومی
منقر (به عربی: المنقر) یک شهرداری در الجزایر است که در Taïbet District واقع شده است. منقر ۸٬۸۹۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱۴٬۱۷۹ نفر جمعیت دارد و ۹۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر
فهرست شهرهای الجزایر
wiki: منقر
