Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منفخ

تلفظ بین المللی : /mˈanfax/ تلفظ :‌ [m'anfax]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • منفخت
  • منفخه
  • زاویه ٔ منفرجه
  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • علی منتخب
  • فشار منفذی نابهنجار
  • متفخر
  • مادۀ منفجره
  • مادۀ منفجرۀ قوی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منفخ . [ ] (ع اِ) نوعی مار. (دزی ج 1 ص 7).

منفخ . [ م ِ ف َ ](ع اِ) دمه ٔ آهنگران . ج ، منافخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دمه ٔ آهنگران و آن پوست حیوان باشد که از آن باد به آتش می رسانند. (غیاث ) (آنندراج ). منفاخ .

منفخ . [ م ...

فرهنگ فارسی

نوعی مار

کلمات مرتبط

  • منفخت
  • منفخه
  • زاویه ٔ منفرجه
  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • علی منتخب
  • فشار منفذی نابهنجار
  • متفخر
  • مادۀ منفجره
  • مادۀ منفجرۀ قوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات