کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منفتل | کلماتور
معنی کلمه : منفتل
تلفظ بین المللی :
/monfˈatel/
تلفظ :
[monf'atel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شیء منفعل
علی منفلوطی
منفت
منفتح
منفصل
منفصله
منفعل
منفعله
منفصل شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منفتل. [ م ُ ف َ ت ِ ] ( ع ص ) تافته شونده. ( آنندراج ). تافته شده و پلیته شده. رجوع به انفتال شود. || برگشته. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
شیء منفعل
علی منفلوطی
منفت
منفتح
منفصل
منفصله
منفعل
منفعله
منفصل شدن
نظرات