معانی کلمه : منطقی
لغت نامه دهخدا
منطقی . [م َ طِ ] (اِخ ) تخلص قاضی میرحسین بن معین الدین میبدی . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به حسین میبدی شود.
فرهنگ معین
(مَ طِ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به منطق : منطق دان ، عالم منطق . ۲ - آن چه از روی تفکر و تعقل گفته شود.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
جدلی
روششناس، منطقدان
اسم ≠ غیرمنطقی، نامعقول
عقلایی، عقلانی، مدلل، درست، سنجیده، معقول
۱. عقلایی، عقلانی، مدلل، درست، سنجیده، معقول
۲. روششناس، منطقدان
۳. جدلی ≠ غیرمنطقی، نامعقول
فرهنگ فارسی ساره
بخردانه، خردورز
