Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منضجر

تلفظ بین المللی : /monzˈadʒer/ تلفظ :‌ [monz'adZeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیگ منجر
  • مادۀ منفجره
  • مادۀ منفجرۀ قوی
  • مضجر
  • منجر
  • منجر شدن
  • مندجر
  • منزجر
  • منزجر شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منضجر. [ م ُ ض َ ج ِ ] ( از ع ، ص ) به معنی دلتنگ از کلمات ساختگی است زیرا فعل آن که «انضجر» باشد در کتب لغت عربی نیامده و بجای آن «تضجر» بر وزن تصرف آمده است و منزجر به «زاء» معنی دیگری دارد. ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز ). رجوع به منزجر شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - باز ایستنده سرباز زننده . ۲ - نفرت کننده متنفر

کلمات مرتبط

  • دیگ منجر
  • مادۀ منفجره
  • مادۀ منفجرۀ قوی
  • مضجر
  • منجر
  • منجر شدن
  • مندجر
  • منزجر
  • منزجر شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات