معانی کلمه : منضبط
لغت نامه دهخدا
منضبط. [ م ُ ض َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از انضباط. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دارای انضباط.
فرهنگ فارسی
ویژگی فردی که دارای انضباط است متـ . باانضباط
نعت فاعلی است از انضباط .
مترادف و متضاد
باانضباط، بانظم، مرتب، منظم
فرهنگستان زبان و ادب
{disciplined} [علوم نظامی] ویژگی فردی که دارای انضباط است
متـ . باانضباط
