معانی کلمه : منصرف شدن
مترادف و متضاد
انصراف حاصل کردن، برگشتن، عدول کردن
ترک کردن، چشمپوشی کردن، صرفنظر کردن(ازقصد و میل)
۱. ترک کردن، چشمپوشی کردن، صرفنظر کردن(ازقصد و میل)
۲. انصراف حاصل کردن، برگشتن، عدول کردن
واژه نامه بختیاریکا
ری کردن واپشت
