Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منسل

تلفظ بین المللی : /mˈansal/ تلفظ :‌ [m'ansal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کلینت منسل
  • نایجل منسل
  • منسلخ
  • منسلک
  • منسلب
  • منسلع
  • منسلق
  • منسلی
  • منسلاگه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منسل . [ م َ س ِ ] (ع اِ) نژاد و خاندان . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) (از فرهنگ جانسون ).

منسل . [ م َ س َ ] (اِ) به هندی زرنیخ سرخ است . (فهرست مخزن الادویه ). زرنیخ سرخ . (الفاظالادویه ).

منسل . [ م ُ س َ ] (ع ص ) زاده شده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زاییده شده و متولدشده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)....

فرهنگ فارسی

نژاد و خاندان .

کلمات مرتبط

  • کلینت منسل
  • نایجل منسل
  • منسلخ
  • منسلک
  • منسلب
  • منسلع
  • منسلق
  • منسلی
  • منسلاگه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات