کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منزور
تلفظ بین المللی :
/mˈanzuːr/
تلفظ :
[m'anzu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جولیو سزا منزور
منزوره
المنزورا
منزورو اریزونا
ذات منور
ردۀ منشوری
رهاساز منور
الدر المنثور فی تفسیر الماثور
زابل منصوری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منزور. [ م َ] ( ع ص ) اندک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): عطاء منزور؛دهش کم و اندک. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
اندک . عطائ منزور دهش کم و اندک .
کلمات مرتبط
جولیو سزا منزور
منزوره
المنزورا
منزورو اریزونا
ذات منور
ردۀ منشوری
رهاساز منور
الدر المنثور فی تفسیر الماثور
زابل منصوری
نظرات