معانی کلمه : منداب
لغت نامه دهخدا
منداب. [ م َ ] ( اِ ) گیاهی است که از دانه آن روغن گیرند و شتران مبتلا به جرب را بدان چرب کنند. کک کوج. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). گیاهی است از تیره چلیپائیانی که ریشه ضخیم آنها خوراکی است و این گیاه دانه روغنی دارد. ( از گیاه شناسی گل گلاب چ 3 ص 242 ).
فرهنگ عمید
گیاهی یک ساله با گل های زرد و دانه های سیاه رنگ که از آن روغن می گیرند.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
منداب (سرده). منداب (نام علمی: Eruca) نام یک سرده از تیره شب بویان است.
wiki: منداب (سرده)
مترادف و متضاد
turnip (اسم)
شلغم، منداب
