کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مند کم
تلفظ بین المللی :
/mˈand kˈam/
تلفظ :
[m'and k'am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین بازیگر مرد کمدی
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی
جنگجویان رنگین کمان مرد راستین
کمهار مندی
کمپین من عذر می خواهم
مندکم
مندم
مندمج
مندمس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مندکم. [ م ُ دَ ک ِ ] ( ع ص ) درآینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه به زور درمی آید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اندکام شود.
فرهنگ فارسی
در آینده . آنکه به زور در می آید
کلمات مرتبط
جایزه سینمایی انتخاب منتقدان برای بهترین بازیگر مرد کمدی
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی
جنگجویان رنگین کمان مرد راستین
کمهار مندی
کمپین من عذر می خواهم
مندکم
مندم
مندمج
مندمس
نظرات