Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منحنی

تلفظ بین المللی : /monhˈani/ تلفظ :‌ [monh'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • منحنی بتا
  • منحنی بی دررو
  • منحنی تغییرشکل
  • منحنی تقاضا
  • منحنی تقاضای مکانی
  • منحنی تقاضای هم افزود
  • منحنی تقطیر
  • منحنی حل پذیری
  • منحنی خطر زمین لرزه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

منحنی. [ م ُ ح َ ] ( ع ص ) خمیده. ( غیاث ) ( آنندراج ). کج و خمیده. ( ناظم الاطباء ). خم. بخم. خمیده. منعطف. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : تا در عمل هندسه نگرددخطی که بود منحنی موازی.مسعودسعد.گرداند او به دست شب و روز و ماه و سال چون دال منحنی الف مستقیم ما.سنائی ( دیوان چ مصفا ص 32 ).اشکال هندسی چون مثلثات و مربعات و کثیرالاضلاع و مدور و مقوس و منحنی و مستقیم برکشید. ( سندبادنامه ص 65 ).- خط منحنی ؛ ...

فرهنگ عمید

خمیده، کج.

فرهنگ معین

(مُ حَ ) [ ع . ] (اِفا. ) کج ، خمیده . ،خط ~ خطی است که نه راست باشد نه شکسته .

دانشنامه آزاد فارسی

مُنحَنی (curve)مُنحَنیدر هندسۀ مقدماتی، خطی بدون هر گونه جزء مستقیم. به این معنی، در مقابل خط راست می آید. مجموعه یا مکان هندسی نقاطی با خاصیت مشترک را نیز منحنی می نامند. مثلاً دایره مجموعۀ نقاطی است که از نقطه ای مفروض، با نام مرکز، هم فاصله اند. سایر منحنی های هندسی معروف و متداول در هندسۀ مسطحۀ مقدماتی عبارت اند از بیضی، سهمی، و هذلولی. این منحنی ها حاصل تقاطع یک صفحه با یک سطح مخروطی دوّار تح...

فرهنگ فارسی

خمیده، کج
( اسم ) ۱ - خمیده کج . ۲ - خمیده قامت : [ پیر منحنی ] . یا خط منحنی خطی است که نه راست ( مستقیم ) باشد و نه شکسته ( منکسر ) مقابل خط مستقیم و خط منکسر . یا مرکز منحنی نقطه ایست که نقاط منحنی نسبت بان متقارنند چون مرکز دایره و کره .

دانشنامه عمومی

خَم یا مُنحَنی یک مفهوم هندسی است.منحنی مسطح: خمی است که بر روی سطح دوبعدی (صفحه)قابل جایگیری است.منحنی کج: خمی فضایی است که روی هیچ صفحه ای قرار نگیرد.در ریاضیات، مفهوم منحنی (خم) برای نشان دادن یک شیء یک بعدی و پیوسته به کار می رود. یک مثال ساده دایره است. در گفتگوی روزمره یک خط صاف منحنی در نظر گرفته نمی شود. ولی در مکالمهٔ ریاضیاتی خط های مستقیم و پاره خط ها نیز خم اند. تعداد زیاد دیگری منحنی ...

مترادف و متضاد

هلال، خمیده

انحنادار، خمیده، قوس‌دار، کج، مقوس ≠ مستقیم

۱. انحنادار، خمیده، قوسدار، کج، مقوس
۲. هلال، خمیده ≠ مستقیم

curve (اسم)خم، منحنی، خمیدگی، پیچ، خط منحنی، چیز کج، خط خمیده انحناءcurved (صفت)خم، منحنی، چنبریcrumpled (صفت)منحنی، مچالهaskew (صفت)مورب، اریب وار، منحنیbent (صفت)خم، منحنی، خم شده، خمیده، مایل...

فرهنگ فارسی ساره

کمان، کمان


کلمات مرتبط

  • منحنی بتا
  • منحنی بی دررو
  • منحنی تغییرشکل
  • منحنی تقاضا
  • منحنی تقاضای مکانی
  • منحنی تقاضای هم افزود
  • منحنی تقطیر
  • منحنی حل پذیری
  • منحنی خطر زمین لرزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات