Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منحر

تلفظ بین المللی : /mˈanhar/ تلفظ :‌ [m'anhaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قضیه ٔ منحرفه
  • منحرف
  • منحرف جنسی
  • منحرفه
  • از مسیر خود منحرف شدن
  • اطلاع منحرمانه
  • ادیان کاذبه و منحرفه
  • از امر اصلی منحرف شدن
  • خط سیر را منحرف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منحر.[ م َ ح َ ] ( ع اِ ) جای گردن بند از سینه. ( مهذب الاسماء ). پیش سینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سر نای گلو. ( مهذب الاسماء ). موضع نحراز حلق. ج ، مناحر. ( از اقرب الموارد ). آنجای گردن شتر که از آنجا او را نحر کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || جای قربانی. ( مهذب الاسماء ). قربان جای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جایی که در آن نحر می کنند و قربانگاه. ( ناظم الاطباء ) ( ...

فرهنگ فارسی

جای گردن بند از سینه . پیش سینه

کلمات مرتبط

  • قضیه ٔ منحرفه
  • منحرف
  • منحرف جنسی
  • منحرفه
  • از مسیر خود منحرف شدن
  • اطلاع منحرمانه
  • ادیان کاذبه و منحرفه
  • از امر اصلی منحرف شدن
  • خط سیر را منحرف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات