کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منجمین
تلفظ بین المللی :
/mˌonadʒdʒˈemin/
تلفظ :
[m,onadZdZ'emin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روضه المنجمین
تنبیهات المنجمین
منجمان
منجمی
منومینی
منجنین
اندیس منامین
شهرستان منومینه میشیگان
شهرستان منومینه ویسکانسین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منجمین. [ م ُ ن َج ْ ج ِ ] ( ع ص ، اِ ) ستاره شناسان. دانایان علم نجوم. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به منجم شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع منجم در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )
کلمات مرتبط
روضه المنجمین
تنبیهات المنجمین
منجمان
منجمی
منومینی
منجنین
اندیس منامین
شهرستان منومینه میشیگان
شهرستان منومینه ویسکانسین
نظرات