معانی کلمه : منتفی شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) از بین رفتن : [ موضوع منتفی شد . ]
مترادف و متضاد
مسکوت ماندن، رها شدن
برطرف شدن، از بین رفتن، از میان رفتن
۱. برطرف شدن، از بین رفتن، از میان رفتن
۲. مسکوت ماندن، رها شدن

مسکوت ماندن، رها شدن
برطرف شدن، از بین رفتن، از میان رفتن
۱. برطرف شدن، از بین رفتن، از میان رفتن
۲. مسکوت ماندن، رها شدن