Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ منتعف

تلفظ بین المللی : /montˈaʔef/ تلفظ :‌ [mont'a?ef]
لغت نامه دهخدا
  • منتعفه
  • متعفن
  • مستعفی
  • مستعفی شدن
  • مناعف
  • منتصف
  • منتعش
  • منتف
  • منتفج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

منتعف . [ م ُ ت َ ع َ ] (ع اِ) حد میان زمین درشت و نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

منتعف . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ِص ) سوار آشکارگردنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سوار آشکار و روشناس . (ناظم الاطباء). || بلندبرآینده بر نعف . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). برآمده بر جای بلند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموار...

کلمات مرتبط

  • منتعفه
  • متعفن
  • مستعفی
  • مستعفی شدن
  • مناعف
  • منتصف
  • منتعش
  • منتف
  • منتفج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات