Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ منتسب کردن

تلفظ بین المللی : /montˈaseb kˈardan/ تلفظ :‌ [mont'aseb k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • مناسب کردن
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • متناسب کردن
  • منتسب
  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • عرصه های مناسب تفریحی
  • علی محتسب
  • علی منتخب
  • کیفیت مناسب پخش
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

وابسته کردن

نسبت دادن، انتساب دادن

۱. نسبت دادن، انتساب دادن
۲. وابسته کردن

relegate (فعل)واگذار کردن، طبقه بندی کردن، انداختن، منتسب کردنrefer (فعل)عطف کردن، ذکر کردن، فرستادن، مراجعه کردن، منسوب بودن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، عطف کردن به...

کلمات مرتبط

  • مناسب کردن
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • متناسب کردن
  • منتسب
  • سرعت جریان آزاد منتخب
  • عرصه های مناسب تفریحی
  • علی محتسب
  • علی منتخب
  • کیفیت مناسب پخش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات