Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منبوذ

تلفظ بین المللی : /mˈanbuːz/ تلفظ :‌ [m'anbu:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو منبوذ
  • منبوذه
  • منبوه
  • سادات منگوذری
  • منبذه
  • منبوت
  • منبوره
  • منبوش
  • منبولو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منبوذ. [ مَم ْ ] ( ع ص ) مطروح و انداخته شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || به راه باز نهاده. ( مهذب الاسماء ). کودک بر راه انداخته و منه الحدیث : صلی رسول اﷲ ( ص ) علی قبر منبوذ بالاضافه ؛ ای لقیط و یروی قبر منبوذ بالنعت ؛ ای بعیداً من القبور. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). کودکی که مادرش وی را بر سر راه انداخته باشد. ( از اقرب الموارد ). لقیط. بچه سرراهی. بچه ...

فرهنگ فارسی

مطروح و انداخته شده . یا به راه باز نهاده .

کلمات مرتبط

  • ابو منبوذ
  • منبوذه
  • منبوه
  • سادات منگوذری
  • منبذه
  • منبوت
  • منبوره
  • منبوش
  • منبولو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات