معانی کلمه : منان
لغت نامه دهخدا
منان . [ م َن ْ نا ] (ع ص ) بسیار نعمت دهنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیکی کننده و نعمت دهنده . (غیاث ) (آنندراج ). || منت برنهنده . (مهذب الاسماء). منت نهنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (آنندراج ). آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است . مؤنث آن منانة است . (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. منت گذارنده.
۲. بسیارنیکویی کننده و بخشنده.
۳. (اسم، صفت ) از نام های باری تعالی.
۲. بسیارنیکویی کننده و بخشنده.
۳. (اسم، صفت ) از نام های باری تعالی.
فرهنگ معین
(مَ نّ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار نعمت دهنده .
فرهنگ فارسی
منت گذارنده، بسیارنیکویی کننده وبخشنده، یکی ازنامهای باری تعالی
( صفت ) ۱ - بسیار نیکویی کننده ۲ - منت نهنده . ۳ - یکی از صفات خدای تعالی است .
( صفت ) ۱ - بسیار نیکویی کننده ۲ - منت نهنده . ۳ - یکی از صفات خدای تعالی است .
دانشنامه عمومی
منان (بلژیک). شهر منان (به فرانسوی: Mesen) در شهرستان ایپر در استان فلاندری غربی در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
wiki: منان (بلژیک)
