Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منافر

تلفظ بین المللی : /manˈɑfer/ تلفظ :‌ [man'AfeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • منافرت
  • منافره
  • منافرات
  • ذات المنار
  • زاد المسافرین
  • زاویه ٔ منفرجه
  • سطح خدمت به مسافر
  • ساعت مسافرگیری
  • صورت مسافر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منافر. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) نفرت کننده و مکروه دارنده و رمنده. ( از ناظم الاطباء ). || مقابل ملایم : غضب قوه ای است در حیوان دفع منافر را، و شهوت قوه جلب ملایم را.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دوم قوت جنباننده که به تأیید او حیوان بجنبد و بدانچه ملایم اوست میل کنند و از آنچه منافر اوست بگریزد. ( چهارمقاله ص 11 ).

فرهنگ عمید

ناخوشایند.

فرهنگ معین

(مُ فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - داوری کننده با دیگری در حسب و نسب . ۲ - افتخار کننده . ۳ - در فارسی : رماننده ، نافر، مق . ملائم .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - داوری کننده با دیگری در حسب و نسب . ۲ - افتخارکننده . ۳ - رماننده نافر مقابل ملائم : [ دوم قوت جنباننده که بتایید او حیوان بجنبد و بدانچه ملائم اوست میل کند و از آنچه منافر اوست بگریزد . ] ( چهارمقاله .۱۱ )

کلمات مرتبط

  • منافرت
  • منافره
  • منافرات
  • ذات المنار
  • زاد المسافرین
  • زاویه ٔ منفرجه
  • سطح خدمت به مسافر
  • ساعت مسافرگیری
  • صورت مسافر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات