معانی کلمه : مناف
لغت نامه دهخدا
مناف . [ م َ ] (ع اِ) (از «ن و ف ») جای بالا رفتن : جبل عالی المناف ؛ ای المرتقی . (از اقرب الموارد) (از المنجد).
مناف . [ م َ ] (اِخ ) نام بتی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط) نام بتی بوده است در جاهلیت . (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام بتی بوده در عربستان در عهد جاهلیت
کوشنده و بخت مند .
کوشنده و بخت مند .
دانشنامه عمومی
مناف (عربی: مناف) بتی بود در مکه که در عربستان پیش از اسلام موسوم به دوره جاهلیت پرستیده می شد. زنان به زیارت این بت می رفتند، اما در هنگام عادت ماهانه اجازه نداشتند به آن نزدیک شوند.
wiki: مناف
