معانی کلمه : مناط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ملاک، میزان.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) درآویختن . ۲ - (اِمص . ) آویختگی ، تعلیق . ۳ - (اِ. ) جای آویختن . ۴ - ملاک ، سند. ۵ - مقصد، مطلب .
فرهنگ فارسی
جای آویختن، محل تعلیق، آویختگی ، مجازابه معنی ملاک ومیزان ومقصد
مترادف و متضاد
معیار، مبنا
آویختگی، آویزش، تعلیق
اساس، بنیان، حجت، سند، ملاک
۱. اساس، بنیان، حجت، سند، ملاک
۲. معیار، مبنا
۳. آویختگی، آویزش، تعلیق
