منازعه. [ م ُ زَ / زِ ع َ / ع ِ ] ( از ع ، اِمص ) منازعة. منازعت. ( از ناظم الاطباء ). مخاصمه.
خصومت. نزاع. تنازع. زد و خورد. منازعة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : از سر تکبر و ترفع منازعه و مخاصمه ظاهر می گشت. ( سلجوقنامه ظهیری ص 28 ). رجوع به منازعت و منازعة شود.