منارة. [ م َ رَ ] (اِخ ) ناحیه ای است در اندلس به نزدیک شذونة از مرزهای سرقسطه . (از معجم البلدان ). رجوع به الحلل السندسیة شود.
منارة. [ م َ رَ ] (ع اِ) چراغ پایه . ج ، مناور، منارات . (مهذب الاسماء). چراغ پای . (ملخص اللغات ). روشنی جای و چراغ پایه و جای اذان گفتن . ج ، مناور، منائر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). موضع نور و ازآن است مناره ...
فرهنگ عمید
۱. جای نور، جای روشنایی. ۲. سازه ای بلند و ستون مانند بر بالای مساجد و معابد که از آنجا اذان می گویند، گلدسته.
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع . منارة ] (اِ. ) ۱ - ستون بلندی در مساجد برای روشن کردن چراغ . ۲ - جای اذان گفتن . ج . مناور، منائر.
فرهنگ فارسی
ستون بلندوساختمان برج مانندکه درمعابدومساجددرست میکنندبرای چراغ روشن کردن یااذان گفتن ( اسم ) نره شرم مرد آلت رجولیت : [ که در میانه مقصوره عیال تو باد مناره ای که میان پای دوستان من است . ] ( خاقانی . عبد . ۷۱۴ )
دانشنامه عمومی
مناره یا گلدسته برجی مدور است که یکی از اجزاء معماری اسلامی است و بیشتر در مسجدها بکار می رود.میل راهنما: برای راهنمایی کاروان ها در مسیر جاده ها و نشان دادن مکانهای اصلی بافت شهری.مناره. (از ع، اِ) منار و جوتره؛ و فنار. (ناظم الاطباء). نشان که در راه از سنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند، زیرا ...
مترادف و متضاد
گلدسته، ماذنه، منار
pharos(اسم)
فانوس دریایی، مناره، نورافکن دریایی
minaret(اسم)
مناره
prayer tower(اسم)
مناره
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] مناره در ساخت مساجد از جنبه تاریخی یک پدیده قدیمی است که تاریخ، سابقه آن را به قبل از اسلام برمی گرداند.نشان که در راه از سنگ و خشت برپا کنند و در اصل لغت به معنی چراغ پایه باشد، ظاهراً وجه تسمیه آن باشد که سابق برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند زیرا که در بلاد عرب به شبها می روند.«کورت فریشلر» می نویسد: «قتیبة بن مسلم بن مسلم (که به گمان ایشان مبتکر مناره در مساجد...