معانی کلمه : مناخ
لغت نامه دهخدا
مناخ . [ م َ ] (ص ) بر وزن و معنی فراخ است که گشاده باشد. (برهان ) (آنندراج ). فراخ و گشاد. (ناظم الاطباء) . ظاهراً قرائتی است از هزوارش «منا». (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به «منا» شود. || به معنی تنگ هم آمده است و این لغت از اضداد است . (برهان ) (آنندراج ). تنگ . (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - محل اقامت . ۲ - محل زانو زدن شتر.
فرهنگ فارسی
فراخ، جای گشاد ، بمعنی جای تنگ هم گفته شده ، درعربی مناخ به معنی محل اقامت است
( اسم ) ۱ - محل زانو زدن شتر جای خوابیدن شتر . ۲ - محل اقامت.
بر وزن و معنی فراخ است که شگاده باشد ظاهرا قرائتی است از هزوارش منا .
( اسم ) ۱ - محل زانو زدن شتر جای خوابیدن شتر . ۲ - محل اقامت.
بر وزن و معنی فراخ است که شگاده باشد ظاهرا قرائتی است از هزوارش منا .
