معانی کلمه : من درآوردی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مَ. دَ. وَ) (ص نسب .) (عا.) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.
مترادف و متضاد
مندرآری، من عندی
بیپایه، بیسروته، جعلی، ساختگی، مجعول، نامربوط، بیماخذ

(مَ. دَ. وَ) (ص نسب .) (عا.) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.
مندرآری، من عندی
بیپایه، بیسروته، جعلی، ساختگی، مجعول، نامربوط، بیماخذ