Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممیز

تلفظ بین المللی : /momˈajjez/ تلفظ :‌ [mom'ajjez]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • ممیز اعشاری
  • ممیز حسابداری
  • ممیز مرتضی
  • ممیز مصطفی
  • ممیز شناور
  • ممیز فارسی
  • حسابدار ممیز
  • نشان ممیز
  • روش ممیز شناور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ممیز. [ م ُ م َی ْ ی َ ] (ع ص ) تمیز داده شده و تشخیص داده شده . (ناظم الاطباء) : آدمیان را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید. (کلیله و دمنه ).اهل پارس ممیزند به شجاعت و دلیری . (نامه ٔ تنسر).
ز ابنای روزگار بخوبی ممیزی
چون در میان لشکر منصور رایتی .

سعدی .


ممیز. [ م ُ م َی ْ ی ِ ]...

فرهنگ عمید

تمیز‌داده‌شده؛ تشخیص‌داده‌شده.

۱. علامتی به شکل «/».
۲. (اسم، صفت) سانسورکننده.
۳. [قدیمی] تمیزدهنده؛ جداکننده.
۴. [قدیمی] خردمند.

تمیز داده شده، تشخیص داده شده.
۱. علامتی به شکل «/».
۲. (اسم، صفت ) سانسورکننده.
۳. [قدیمی] تمیزدهنده، جداکننده.
۴. [قدیمی] خردمند.

فرهنگ معین

(مُ مَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) تمیز داده شده .

(مُ مَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - جدا کننده ، تمیز دهنده . 2 - ارزیاب مالیات ، تشخیص دهندة مالیات .

(مُ مَ یَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) تمیز داده شده .
(مُ مَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - جدا کننده ، تمیز دهنده . ۲ - ارزیاب مالیات ، تشخیص دهندة مالیات .

دانشنامه آزاد فارسی

مُمَیِّزدر اصطلاح دستور زبان، واحد شمارش یا اندازه گیری معدود که بینِ عدد و معدود (صفت شمارشی و موصوف) می آید. مثلِ کلمۀ «دستگاه» در گروه اسمیِ «پنج دستگاه اتوبوس» که «پنج» (عدد) وابستۀ «دستگاه» (ممیّز) و «پنج دستگاه» وابستۀ «اتوبوس» (معدود) است. عمده ترین ممیزهای عبارت اند از کیلو، کیلومتر، دستگاه، جلد، جفت، درجه، قواره، قطعه، عدد، دانه، دست، تخته، طاقه، تا، نفر، تَن.wikijoo: ممیز...

فرهنگ فارسی

جداکننده، برتری دهنده ، ممیزی: رسیدگی، وارسی( اسم ) ۱ - تمیزدهنده جدا کننده خوب از بد : [ مقربان حضرت قدس ... واسطه اند میانه خالق و خلایق مبین راه هدی و ضلال و ممیز میان حلال و حرام . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور . ۲ ) ۹ - ارز یاب یا باصطلاح تشخیص دهنده مالیات اراضی آنکه ممیزی املاک کند : [ اداره باغات و عمارات و قنوات و خیابانهای دولتی ... حاجی میرزا حسین ممیز ] ( مراه البلدان ج ۱ ضمیمه ص ۳ )...

دانشنامه عمومی

ممیز به معنی ارزیاب یا تمییزدهنده می تواند به موارد زیر اشاره کند:ممیز فارسی، یکی از نویسه های مورد استفاده در نوشتار فارسی برای جدا کردن اعشار از بخش صحیح اعدادممیزی کتاب، در ایران کسی که کتاب ها را پیش از انتشار بررسی و کنترل می کند.ممیز (ارزیاب)wiki: اعداد صحیحش (از چپ تا ممیز) در دستگاه اعداد عربی به کار می رود. لغت ممیز یک واژه عمومی است که در تمامی دستگاه های پایه های عددنویسی کاربرد دارد. د...

گویش مازنی

انگور خشک شده – مویز

/mamiz/ انگور خشک شده – مویز

مترادف و متضاد

اسم

شاخص، مشخص

آگاه، دانا

ارزیاب، شناسا، مفتش، مقوم

۱. ارزیاب، شناسا، مفتش، مقوم
۲. شاخص، مشخص
۳. آگاه، دانا

point (اسم)پست، ماده، معنی، نقطه، سر، قله، هدف، جهت، درجه، نوک، فقره، ممیز، اصل، لبه، پایان، مرحله، موضوع، نکته، امتیاز بازی، نمره درسexpert (اسم)ممیز، متخصص، خبره، کارشناس، ویژه گر، ویژه کارauthorditor (اسم)ممیز، مامور رسیدگی، شنونده، ممیز حسابداری...

کلمات مرتبط

  • ممیز اعشاری
  • ممیز حسابداری
  • ممیز مرتضی
  • ممیز مصطفی
  • ممیز شناور
  • ممیز فارسی
  • حسابدار ممیز
  • نشان ممیز
  • روش ممیز شناور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات