معانی کلمه : ممنوع الورود
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه وارد کردنش به شهری یا کشوری منع شده.
فرهنگ فارسی
آنچه که ورودش در ناحیه یا کشور ی قانونا ممنوع باشد : امتعه ممنوع الورود .
گویش مازنی
قاچاق
مترادف و متضاد
قاچاق
prohibited (صفت)
ممنوع، ممنوع الورود

قاچاق
قاچاق