معنی کلمه : ممشاه
لغت نامه دهخدا
ممشاة. [ م َ ] (ع اِ) شاهراه و راهی که در آن آمد و رفت می کنند. (ناظم الاطباء).
ممشاة. [ م ُ ] (ع ص ) دین و آیین منتشرشده . (ناظم الاطباء). در کتب دیگر دیده نشد.

ممشاة. [ م َ ] (ع اِ) شاهراه و راهی که در آن آمد و رفت می کنند. (ناظم الاطباء).
ممشاة. [ م ُ ] (ع ص ) دین و آیین منتشرشده . (ناظم الاطباء). در کتب دیگر دیده نشد.