Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممدوده

تلفظ بین المللی : /mamdˈuːdeː/ تلفظ :‌ [mamd'u:de:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زاویه ٔ محدوده
  • محدوده
  • مردوده
  • ممدده
  • ممدود
  • مودوده
  • عضله ممدده
  • دین در محدوده عقل محض
  • قسمت پایین محدوده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( ممدودة ) ممدودة. [ م َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث ممدود. رجوع به ممدود شود. کشیده. بلند.
- الف ممدودة ؛ الف بلند و کشیده. مقابل الف مقصورة یا الف کوتاه.
ممدودة. [ م َ دَ ] (ع ص ) مؤنث ممدود. رجوع به ممدود شود. کشیده . بلند.- الف ممدودة ؛ الف بلند و کشیده . مقابل الف مقصورة یا الف کوتاه ....

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ممدود

کلمات مرتبط

  • زاویه ٔ محدوده
  • محدوده
  • مردوده
  • ممدده
  • ممدود
  • مودوده
  • عضله ممدده
  • دین در محدوده عقل محض
  • قسمت پایین محدوده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات