Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ممحش

تلفظ بین المللی : /mˈamhaʃ/ تلفظ :‌ [m'amhaS]
لغت نامه دهخدا
  • ممحشه
  • روز محشر
  • صبح محشر
  • محشری
  • محشور
  • محشی
  • محمشاد
  • محش
  • محشا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ممحش . [ م ُ ح َ ] (ع ص ) نان سوخته . (ناظم الاطباء).

ممحش . [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) سوزنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). محرق . (از اقرب الموارد).

ممحش. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص ) سوزنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). محرق. ( از اقرب الموارد ).ممحش. [ م ُ ح َ ] ( ع ص ) نان سوخته. ( ناظم الاطباء )...

کلمات مرتبط

  • ممحشه
  • روز محشر
  • صبح محشر
  • محشری
  • محشور
  • محشی
  • محمشاد
  • محش
  • محشا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات