کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ممتقل
تلفظ بین المللی :
/momtˈaq1el/
تلفظ :
[momt'aq1el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سینمای مستقل
طین منتقل
عنصرهای جبری مستقل
فیلم ساز مستقل
فیلم سازی مستقل
فیلم مستقل
کلاهک بازآی مستقل چندگانه
کشش مستقل
کمانهکشی مستقل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ممتقل. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص )نعت فاعلی از امتقال. باربار فرورونده در آب. ( آنندراج ). آنکه باربار در آب فرومی رود. ( ناظم الاطباء ). آنکه به دفعات در آب فرومی رود. رجوع به امتقال شود.
کلمات مرتبط
سینمای مستقل
طین منتقل
عنصرهای جبری مستقل
فیلم ساز مستقل
فیلم سازی مستقل
فیلم مستقل
کلاهک بازآی مستقل چندگانه
کشش مستقل
کمانهکشی مستقل
نظرات