Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مماست

تلفظ بین المللی : /mamˈɑst/ تلفظ :‌ [mam'Ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روح ممات
  • زی ماست
  • سرعت مماسی
  • شتاب مماسی
  • شیر ماست
  • فضای مماس
  • کلاف مماس
  • برترام ماستر
  • گوره ماست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مماست . [ م ُ ماس ْ س َ ] (از ع ، اِمص ) مماسة. ساییده شدن . مس . تلاقی کردن . || تلاقی .

مماست. [ م ُ ماس ْ س َ ] ( از ع ، اِمص ) مماسة. ساییده شدن. مس. تلاقی کردن. || تلاقی.مماسة. [ م ُ ماس ْ س َ ] ( ع مص ) مس کردن. دست مالیدن. مساس. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یکدیگر را بسودن. ( ترجمان القرآن ). مس کردن یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ). || آرمید...

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) ساییده شدن . ۲ - تلاقی کردن . ۳ - ( اسم ) تلاقی .

کلمات مرتبط

  • روح ممات
  • زی ماست
  • سرعت مماسی
  • شتاب مماسی
  • شیر ماست
  • فضای مماس
  • کلاف مماس
  • برترام ماستر
  • گوره ماست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات