Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملیت

تلفظ بین المللی : /mellˈijat/ تلفظ :‌ [mell'ijat]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • ملیت ایرلندی
  • ملیت جزیره
  • مافوق ملیت
  • تجسم بخشی به ملیت
  • فهرست اولین وکلای زن و قاضی براساس ملیت
  • ملیته
  • کف ملیته
  • ملیتوس
  • ملیتوپل
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ملیت . [ م ِل ْ لی ] (ع اِ) برگ مرخ یا غلاف بار آن . (منتهی الارب ). برگ درخت مرخ . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

ملیت. [ م ِل ْ لی ی َ ] ( از ع ، مص جعلی ، اِمص ) قومیت. مجموعه خصایص و صفات ملتی : نه شیوه ملیت و نه رسم تمدن نه رابطه طایفه نه قاعده حی.ملک الشعرای بهار ( دیوان ج 2 ص 316 ).|| به معنی تابعیت به کار رود و آن رابطه ای است سیاسی که فردی را ب...

فرهنگ معین

(مِ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) قومیت ، آنچه مربوط به قوم و ملت باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ملت
wikijoo: ملیت

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ملت بودن قومیت مجموعه صفات و خصایص یک ملت : [ نه شیوه ملیت و نه رسم تمدن نه رابطه طایفه نه قاعده حی . ] ( بهار ۳۱۶ : ۲ ) یا حس ملیت . احساس اینکه خود را در زمره افراد ملتی محسوب دارند و بدان افتخار کنند : [ نه امانت نه حس ملیت نه وظیفه نه پاکی نیت . ] ( بهار ۱٠۸ : ۲ )
برگ مرخ یا غلاف باران . برگ درخت مرخ .

دانشنامه عمومی

ملیت (ابهام زدایی). ملیت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:ملیت (روزنامه)ملیت (کانی)wiki: فرمول شیمیایی Al2.18H2O از مجموعه کانی هاست و دارای لومینسانس آبی -در آب گرم از هم می پاشد. از کلمه لاتین mel به معنای عسل گرفته شده است. در HNO۳ و KOH محلول است. Al2O۳:۱۴٫۳٪ C:۲۰٫۱۵٪ O:۲۰٫۱۵٪ H2O:۴۵٫۴٪ برای اولین بار در مجارستان کشف شد و از نظر شکل بلور: هرمی، رنگ: زردعسلی - قهوه ای طلائی - متم...

مترادف و متضاد

قومیت

تابعیت

هویت ملی

۱. قومیت
۲. تابعیت
۳. هویت ملی

partiality (اسم)
طرفداری، تعصب، غرض، علاقه شدید به چیزی، ملیت، جانبداری

nationality (اسم)
تابعیت، ملیت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُلِئَتْ: پر شدهمعنی مُلِئْتَ: پرمی شدیمعنی مَلَئِهِ: جمعیت عظیم و متفقش - اشراف و بزرگان قومش -درباریانش (کلمه ملا به معنای جماعتی از مردم است که بر یک نظریه اتفاق کردهاند و اگر چنین جمعیتی را ملا نامیدند برای این است که عظمت و ابهتشان چشم بیننده را پر میکند از طرفی کلمه ملأ به معنای اشراف و بزرگان قو...معنی مَلَئِهِمْ: جمعیت عظیم و متفقشان - اشراف و بزرگان قومشان -درباریانشان ...

فرهنگستان زبان و ادب

[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← تابعیت

کلمات مرتبط

  • ملیت ایرلندی
  • ملیت جزیره
  • مافوق ملیت
  • تجسم بخشی به ملیت
  • فهرست اولین وکلای زن و قاضی براساس ملیت
  • ملیته
  • کف ملیته
  • ملیتوس
  • ملیتوپل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات