کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ملک-الغرب | کلماتور
معانی کلمه : ملک الغرب
تلفظ بین المللی :
/mˈelk alq1ˈarb/
تلفظ :
[m'elk alq1'aRb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک اینتایر
ملک التجار
ملک الحاج
ملک الظافر
ملک العرش
ملک المتکلمین
ملک الملوک
ملک الملک
ملک الموت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملک الغرب. [ م َ ل ِ کُل ْ غ َ ] ( ع ص مرکب ، اِمرکب ) پادشاه غرب. فرمانروای غرب. و در شاهد ذیل ظاهراً مقصود مظفر قزل ارسلان بن ایلدگز است :
گرچه ملک الغرب تویی تا ابد اما
بر تخت خراسان ملک الشرق تو شایی.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 438 ).
فرهنگ فارسی
پادشاه غرب . فرمانروای غرب .
کلمات مرتبط
فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک اینتایر
ملک التجار
ملک الحاج
ملک الظافر
ملک العرش
ملک المتکلمین
ملک الملوک
ملک الملک
ملک الموت
نظرات