Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مله

تلفظ بین المللی : /mˈaleː/ تلفظ :‌ [m'ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مَلَه
  • مَلّه
  • مله هیان
  • مله تج
  • مله ما
  • مله گرد
  • مله شو
  • مله وندن
  • مَلّه کِردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ملة. [ م ُل ْ ل ِ / م َل ْ ل َ ] (ع اِ) دوخت نخستین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دوخت نخستین قبل از دوباره دوزی . ج ، مُلَل . (از اقرب الموارد).

مله . [ م ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ییلاق است که در بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5)....

فرهنگ عمید

۱. نوعی پنبۀ زردرنگ.
۲. نوعی پارچۀ خاکی رنگ.

دانشنامه آزاد فارسی

مَلِه (key)جزیره ای کوچک، مسطح، و پست. معمولاً از ماسه ساخته شده است و روی سکوی آبسنگ مرجانیتشکیل می شود. معمولاً ارتفاع این جزایرِ پست فقط یکی دو متر بالاتر از سطح بالای مد است. مَله ها ابتدا با واریزه های آبسنگتشکیل، و سپس با رشد گیاهان تثبیت می شوند، اما همیشه مستعد فرسایش اند. عمدتاً در خلیج مکزیک، مخصوصاً در سواحل جنوبی فلوریدا، و نیز در دریای کارائیب، یافت می شوند. جزایر آباکوساز آن جمله اند...

فرهنگ فارسی

سگ ماده
دهی از دهستان بیشه سر بخش مرکزی شهرستان شاهی استان دوم . در ۱۴ کیلومتری خاورشاهی . کوهستانی جنگلی معتدل مرطوب . دارای ۶۳۵ تن سکنه . آب از چشمه و رودخانه درکا تهیه میشود. محصول : نیشکر عسل ابریشم کنف کنجد.( اسم ) ۱ - قسمی پارچه خاکی رنگ : [ از همه رختی ببر میکن مله هیچ رنگی به ز رنگ خاک نیست . ] ( نظام قاری . فرنظا. )قسمی حشره که چون بگزدتبهای طولانی صعب العلاج ...

دانشنامه عمومی

مِلَّه /mella/= قلمی، ظریف، باریک؛ خیار ملَّه = خیار قلمی (خیاری که بر روی پوست آن موهای پرز مانندی مشاهده شود.) مِل = مو

مله(به کردی: ملە، Mile) روستایی از توابع بخش زیویه در شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.این روستا در دهستان خورخوره واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۲ نفر (۴۶ خانوار) بوده است.wiki: مله...

گویش مازنی

۱ده – روستا ۲کوی و برزن

/male/ ده – روستا - کوی و برزن & سگ ماده

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مِّلَّةَ: دین - کیش - آیین - طریقهای که انتخاب و اتخاذ شده باشدمعنی مِلْحٌ: آبی که طعمش بر گشته باشدریشه کلمه: ملل (۱۹ بار)«مِلَّة» به معنای «دین و آئین» است، تنها تفاوتی که با یکدیگر دارند این است که: کلمه ملت به خداوند اضافه نمی شود و «مِلَّةَ اللّه» نمی گویند، بلکه به پیامبر(صلی الله علیه وآله) اضافه می شود، در حالی که کلمه «دین» هم به خدا اضافه می شود، هم به پیامبر(صلی الله ...

واژه نامه بختیاریکا

( مِلّه ) خیار چمبر نارس
( مُلِّه ) قلّه؛ تپه کوچک
( مَلَه ) ملوان؛ شنا؛ شناگر

کلمات مرتبط

  • مَلَه
  • مَلّه
  • مله هیان
  • مله تج
  • مله ما
  • مله گرد
  • مله شو
  • مله وندن
  • مَلّه کِردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات