معانی کلمه : ملمع گر
لغت نامه دهخدا
ملمعگر. [ م ُ ل َم ْ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) آنکه از ورق طلا و نقره ملمع کند. ( آنندراج ) :
ملمعگر خم به آب رزان
مرصعنمای کدوی خزان.رجوع به ملمعکار شود.
ملمعگر خم به آب رزان
مرصعنمای کدوی خزان.رجوع به ملمعکار شود.
فرهنگ فارسی
آنکه از ورق طلا و نقره ملمع کند .
