معانی کلمه : ملزوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چیزی که مورد لزوم است، ملتزم، لازم شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) لازم شده ، چیزی که مورد لزوم است .
فرهنگ فارسی
ملتزم، لازم شده، چیزی که موردلزوم است
( اسم ) ۱ - لازم شده . ۲ - ملتزم .
( اسم ) ۱ - لازم شده . ۲ - ملتزم .
