Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ملایم کردن

تلفظ بین المللی : /molˈɑjem kˈardan/ تلفظ :‌ [mol'Ajem k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • شن مالی کردن
  • گل مالی کردن
  • لجن مالی کردن
  • ماچ مالی کردن
  • ماست مالی کردن
  • دست مالی کردن
  • روغن مالی کردن
  • چیزی را ماست مالی کردن
  • آب مالی کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

آهسته کردن، یواش کردن، کند کردن

مهربان کردن، نرم‌خو کردن، خلیق کردن، سازگار کردن

۱. مهربان کردن، نرمخو کردن، خلیق کردن، سازگار کردن
۲. آهسته کردن، یواش کردن، کند کردن

moderate (فعل)تعدیل کردن، اداره کردن، معتدل کردن، ملایم کردنtemper (فعل)میزان کردن، مخلوط کردن، اب دادن، ملایم کردن، ابدیده کردن، درست ساختن، درست خمیر کردنgentle (فعل)ارام کردن، رام کردن، ملایم کردنsweeten (ف...

کلمات مرتبط

  • شن مالی کردن
  • گل مالی کردن
  • لجن مالی کردن
  • ماچ مالی کردن
  • ماست مالی کردن
  • دست مالی کردن
  • روغن مالی کردن
  • چیزی را ماست مالی کردن
  • آب مالی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات