معانی کلمه : ملامت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سرزنش کردن.
۲. نکوهش، سرزنش.
۲. نکوهش، سرزنش.
فرهنگ معین
(مَ مَ ) [ ع . ملامة ] (مص م . ) سرزنش کردن ، نکوهش .
فرهنگ فارسی
سرزنش کردن ، نکوهش، سرزنش
۱ - ( مصدر ) سرزنش کردن . ۲ - ( اسم ) سرزنش نکوهش : [ عقوبت زلت عتاب باشد عقوبت تقصیر ملامت . ] ( مرزبان نامه . تهران . چا . ۱۱۷:۱ )
۱ - ( مصدر ) سرزنش کردن . ۲ - ( اسم ) سرزنش نکوهش : [ عقوبت زلت عتاب باشد عقوبت تقصیر ملامت . ] ( مرزبان نامه . تهران . چا . ۱۱۷:۱ )
مترادف و متضاد
سرزنش کردن
بدگویی، تقبیح، توبیخ، زخمزبان، سرزنش، سرکوفت، شماتت، طعنه، عتاب، قدح، لوم، نکوهش ≠ ستایش، تمجید
۱. بدگویی، تقبیح، توبیخ، زخمزبان، سرزنش، سرکوفت، شماتت، طعنه، عتاب، قدح، لوم، نکوهش
۲. سرزنش کردن ≠ ستایش، تمجید
فرهنگ فارسی ساره
سرزنش، سرکوفت
