معانی کلمه : ملازی
فرهنگ فارسی
ویژگی همخوانی که در تولید آن عقب یا ریشۀ زبان با ملازه تماس مییابد
مترادف و متضاد
velar (صفت)
غشایی، پردهای، کامی، ملازی
uvular (صفت)
لهاتی، ملازی، وابسته به زبان کوچک
فرهنگستان زبان و ادب
{uvular} [زبان شناسی] ویژگی همخوانی که در تولید آن عقب یا ریشۀ زبان با ملازه تماس می یابد
