معانی کلمه : ملاحه
لغت نامه دهخدا
ملاحة. [ م َل ْ لا ح َ ] (ع اِ) نمک زار. (مهذب الاسماء). نمکستان . (دهار). نمکستان و شورستان . (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد). نمک زار و شوره زار و جایی که از آنجا نمک آورند. (ناظم الاطباء). || جایی که در آن نمک فروشند. (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
نمک زار . نمکستان
دانشنامه عمومی
ملاحه (به عربی: ملاحة) روستایی فلسطینی، واقع در ۱۶ کیلومتری شمال شرق صفد بود.
خوش آمدید به ملاحه
خوش آمدید به ملاحه
wiki: ملاحه
