Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملا

تلفظ بین المللی : /mˈollɑ/ تلفظ :‌ [m'ollA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • مُلاّ
  • ملا باشیگری
  • ملا باقر
  • ملا بهری
  • ملا ذانی
  • ملا روشنی
  • ملا قیح
  • ملا قیط
  • ملا نازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ملا. [ م ِ ] (ع اِ) مدت زندگی . ج ، اَملاء ودر لسان ، مَلا ضبط شده است . (از ذیل اقرب الموارد).

ملا. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مَلاة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به ملاة شود.

ملا. [ م ُل ْ لا ] (اِخ ) دهی از رانوس رستاق کجور است .(مازندران و استرآباد رابینو، متن انگلیسی ص 109)....

فرهنگ عمید

۱. = ملٲ
۲. (قید) آشکارا.

۱. آخوند.
۲. (صفت) [مجاز] درس‌خوانده؛ باسواد.
۳. [منسوخ] مکتب‌دار؛ معلم.

محل اجتماع گروهی از مردم.
⟨ ملٲ اعلی: [قدیمی]
۱. فرشتگان در عالم بالا.
۲. [مجاز] عالم ارواح مجرده؛ عالم بالا.

محل اجتماع گروهی از مردم.* ملٲ اعلی: [قدیمی]۱. فرشتگان در عالم بالا.۲. [مجاز] عالم ارواح مجرده، عالم بالا.۱. = ملٲ۲. (قید ) آشکارا.۱. آخون...

فرهنگ معین

(مَ لَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - گروه مردم . 2 - اشراف قوم . ؛ ~ عام آشکارا، در حضور مردم . ؛ ~اعلی عالم بالا، جهان فرشتگان .

(مُ لْ لا) (اِ.) 1 - آخوند، باسواد. 2 - روحانی . 3 - مکتب دار، معلم . ؛ ~خور (کن .) چیزی که مورد سوءاستفادة کسی یا جمعی شود. ؛ ~ نصرالدین شخصیتی داستانی دارای رف تاری خنده دار و اغلب طنزآمیز.

(مَ لَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - گروه مردم . ۲ - اشراف قوم . ، ~ عام آشکار...

دانشنامه آزاد فارسی

مُلّاواژۀ برگرفته از کلمۀ مولای عربی که ایرانیان آن را ساخته اند و در زبان عربی به کار نرفته است. مولی به معنی سرور و آقا و خداوندگار است. کلمه مولانا نیز به معنی سرور ماست. ملّا در زبان فارسی به معانی مختلف به کار رفته است: ۱. استاد و معلم خواه مرد باشد، خواه زن، به ویژه به معنی معلم مکتب خانه؛ ۲. فرد عالم و درس خوانده و تحصیل کرده، عوام هرکس را که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، ملا می خواندند؛ ...

فرهنگ فارسی

آخوند، درس خوانده، باسواد
۱ - ( صفت ) درس خوانده باسواد : [ نیست ممکن که تو ملا ز پی ملا یی سر انبانی دانش همه جا نگشایی . ] ( گل کشتی . تو با . ۲ ) ۴۱۲ - آخوند روحانی معمم [ تو بلکه خواستی بنویسی بعضی از ملا های ما حالا دیگر از فروختن موقوفات دست برداشته بفروش مملکت دست گذاشته اند . ] ( دهخدا . چرند و پرند . ۱۳ )
مدت زندگی . جمع املائ و در لسان ملا ظبط شده است

دانشنامه عمومی

ملا می تواند به موارد زیر اطلاق شود:مُلّا (تلفظ می شود/mollɒ/) یا آخوند یا روحانی، در اسلامملا نصرالدین، شخصیتی داستانی و بذله گوwiki: ملا ملا (شخصیت مذهبی). ملا (عربی: ملا‎) به فردی (مرد یا زن) گفته می شود که در امور مذهبی اسلام و قوانین شریعت تحصیل می کند. این واژه از کلمه عربی مَوْلَی به ملا تغییر یافته که به معنی ارباب و هدایت گر است. در کشورهایی با جمعیت زیاد مذهبی مثل ایران و افغانستان و تا...

گویش مازنی

۱باسواد ۲آخوند

/mellaa/ باسواد - آخوند

مترادف و متضاد

مکتب‌دار

آخوند، روحانی، شیخ

باسواد، تحصیل‌کرده، درس‌خوانده، عالم، فاضل ≠ امی، بی‌سواد، عامی

۱. باسواد، تحصیلکرده، درسخوانده، عالم، فاضل
۲. آخوند، روحانی، شیخ
۳. مکتبدار ≠ امی، بیسواد، عامی

clergyman (اسم)کشیش، روحانی، ملاmullah (اسم)ملا، اخوند...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کلمه «ملّا» نیز ریشه در واژه «مولا» دارد و مخفف آن است. این کلمه نیز به معنای استاد و معلم و شخص درس خوانده و با سواد است. اندیشمندان بسیاری از فرق مختلف اسلامی با این عنوان اشتهار یافته اند ۱. ↑ لغت نامه دهخدا، واژه «ملا».منبعپایگاه اسلام کوئیست، تاریخ بازیابی، ۱۳۹۵/۵/۳۱ ...wikifeqh: مُلّا[ویکی الکتاب] معنی مَلَإِ: جمعیت عظیمی که بر یک نظر متفقند - اشراف و بزرگان قوم -درباریان (کلمه مل...

واژه نامه بختیاریکا

( ملّا ) اسمی است مستعمل در بختیاری ( مُلّا ) از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( ت ) شاخه تِردی؛ ( ط ) بهداروند ( مُلا ) از قرن 8 بزرگترین واحد ...

کلمات مرتبط

  • مُلاّ
  • ملا باشیگری
  • ملا باقر
  • ملا بهری
  • ملا ذانی
  • ملا روشنی
  • ملا قیح
  • ملا قیط
  • ملا نازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات