Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مل

تلفظ بین المللی : /mˈal/ تلفظ :‌ [m'al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • مُلّ
  • مَل
  • مُل
  • مِل
  • مل تنک
  • مل تنگ
  • مل ور
  • مل زنگباری
  • مل انگور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مل . [ م ُ ] (اِ) به لغت اندلس دوایی است که آن را پر سیاوشان گویند. (برهان ).

مل . [ م ِ ] (فعل نهی ) مخفف «مهل » فعل نهی از«هلیدن ». (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
مل که چشم بد بر آن عارض رسد
زود درده بانگ تکبیر ای پسر.

سنائی (یادداشت ایضاً).


مل . [ م َ ] (اِ...

فرهنگ عمید

گلابی#NAME?

موی انسان یا حیوان.

شراب؛ می: ◻︎ به زرّینه جام اندرون لعل‌مل / فروزنده چون لاله بر زردگل (عنصری: ۳۵۹)، ◻︎ نهاده بر یکی کف ساغر مل / گرفته بر دگر کف دستهٴ گل (نظامی۲: ۱۷۸).

= گلابیشراب، می: به زرّینه جام اندرون لعل مل / فروزنده چون لاله بر زردگل (عنصری: ۳۵۹ )، نهاده بر یکی کف ساغر مل / گرفته بر دگر کف دستهٴ گل (نظامی۲: ۱۷۸ ).موی انسان یا حیوان....

فرهنگ معین

(مُ) (اِ.) 1 - گردن . 2 - کوهان گاو نر.

(مُ) (اِ.) 1 - نوعی از امرود بزرگ بی مزه . 2 - می و شراب انگوری .

(مُ ) (اِ. ) ۱ - نوعی از امرود بزرگ بی مزه . ۲ - می و شراب انگوری .
(مُ ) (اِ. ) ۱ - گردن . ۲ - کوهان گاو نر.

دانشنامه آزاد فارسی

مُل (moll)
در موسیقی ، معادل آلمانی «مینور» در صحبت از گام ، مثلاً B moll به معنای سی بمل مینور. متضاد dur به معنای ماژور.
wikijoo: مل

فرهنگ فارسی

پرسیاوشان
شراب، می ، به معنی امرود نیزگفته شده
( اسم ) ۱ - گردن .یا مل کلفت . گردن کلفت ۲ - کوهان گاو نر : [ ( ورزا ) قد یک گاومیش بود گنده بود و سفید با شاخهای راست و مل گنده بر آمده ] ( تنگسیر ۱۶ )
خمیر در زیر آتش کردن . به خاکستر گرم کردن نان و گوشت را . یا کوماج کردن .

دانشنامه عمومی

گردن

زنا مانند مل کوته (مل کودک) یعنی کودکی از مادر زنا کار (لهجه گیلی) شعر از حافط در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبو یاایهاالسکارا

مُل= مخفف ملا؛ مُل حَسَنا= ملا حسن، شاعر شهیر محلی سرای شوشتر متخلص به «حَسَنا» مُل= گردی سر شانه را گویند:«مُلِ جمنَه» یعنی شانه هایش را به علامت مخالفت و انکار بالا می اندازد. تکرار آن عمل را «مُل مُل» گویند. «ساقیا مُل بیار بی مُل ...

گویش مازنی

گردن

۱خمار ۲عشوه

۱درخت انگور تاک ۲زنبور کارگر که بزرگ تر از زنبورهای دیگر ...

/mal/ درخت انگور تاک - زنبور کارگر که بزرگ تر از زنبورهای دیگر است ۳راضی بودن و تمایل چهارپا برای جفت گیری تمایل ۴هنگام وقت پسوند زمان & خمار - عشوه

مترادف و متضاد

گردن

امرود، گلابی

باده، خمر، شراب، صهبا، می

۱. باده، خمر، شراب، صهبا، می
۲. پرسیاوشان
۳. امرود، گلابی

واژه نامه بختیاریکا

( مَل ) پر؛ سر مَل. مثلاً ملامل یعنی مالامال
سَرِ مِل وا راست نکِردِن
( مُل ) کول؛ بالاترین قسمت میانی تنه
( مِل ) مو
( مَل ) موج؛ موج رودخانه

کلمات مرتبط

  • مُلّ
  • مَل
  • مُل
  • مِل
  • مل تنک
  • مل تنگ
  • مل ور
  • مل زنگباری
  • مل انگور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات