Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقیمی

تلفظ بین المللی : /moq1ˈimi/ تلفظ :‌ [moq1'imi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مقیمی ترکمان
  • مقیمی ابوطالب
  • مقیمی بابک
  • فاطمه مقیمی
  • محمدحسین مقیمی
  • احمدعلی مقیمی
  • بابک مقیمی
  • خانه اکبر مقیمی نوبندگانی
  • خانه سید علی مقیمی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مقیمی. [ م ُ ] ( حامص ) مقیم بودن. اقامت :
بر درگه جبار ترا باد مقیمی
زیرا به از آن در، به جهان هیچ دری نیست.
سنائی ( دیوان چ مصفا ص 62 ).
|| دلالی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مقیم بودن . اقامت

کلمات مرتبط

  • مقیمی ترکمان
  • مقیمی ابوطالب
  • مقیمی بابک
  • فاطمه مقیمی
  • محمدحسین مقیمی
  • احمدعلی مقیمی
  • بابک مقیمی
  • خانه اکبر مقیمی نوبندگانی
  • خانه سید علی مقیمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات