Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقیاس

تلفظ بین المللی : /meq1ˈijɑs/ تلفظ :‌ [meq1'ijAs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • مقیاس اسمی
  • مقیاس اصلی
  • مقیاس باد
  • مقیاس باد بوفورت
  • مقیاس باد زمین گَرد
  • مقیاس برداشت آب نگاشتی
  • مقیاس بی هنجاری
  • مقیاس تألیف
  • مقیاس ترتیبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مقیاس. [ م ِق ْ ] ( ع اِ ) اندازه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مقدار و اندازه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ملاک. معیار : ترا ندهند هرچ از بهر تو نیست به هر کار این سخن را دار مقیاس.سنائی ( دیوان چ مصفا ص 172 ).باقی درهای جان و اختران هم بر این مقیاس ای طالب بدان.مولوی. || آنچه بدان اندازه کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). میزان. هرچیزی که چیز دیگ...

فرهنگ عمید

آنچه با آن اندازۀ چیزی را معین کنند، اندازه، آلت سنجش.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - اندازه . ۲ - آلت سنجش . ج . مقاییس .

دانشنامه آزاد فارسی

مِقیاس (scale)رابطه ای عددی به صورت نسبت، بین اندازۀ واقعی شیء و اندازۀ تصویر آن شیء روی نقشه، طرح، یا نمودار. اگر شیء بزرگ شود، میزان بزرگ شدن آن (ضریب مقیاس) با تقسیم طول ضلعی از شیء بزرگ شده بر طول ضلع متناظر از شکل اولیه به دست می آید. ضریب مقیاس کوچک تر از ۱ باعث کاهش اندازه می شود. برای آن که تصویر یا ماکت چیزی را با مقیاس خاصی نمایش دهند، اندازه های آن را در ضریب مقیاس مربوط ضرب می کنند. مث...

فرهنگ فارسی

[عمومی] رابطۀ میان اندازۀ واقعی چیزی با اندازۀ نقشه و نمودار آن [مهندسی نقشه‌برداری] نسبت یک فاصله مشخص بر روی عکس یا نقشه به فاصله متناظر آن بر روی زمین

اندازه، آلت سنجش، آنچه با آن اندازه چیزی رامعین کنند، مقاییس جمع( اسم ) ۱ - اندازه . ۲ - آنچه که بوسیله آن اندازه چیزی تعیین شود مانند ذرع گز متر لیتر جریب . یا واحد مقیاس . برای اندازه گرفتن هریک از کمیات متصله ناچاریم واحدی از همان جنس ان...

دانشنامه عمومی

واحد

مقیاس می تواند به یکی از موارد زیر اشاره کند.
مقیاس در تحقیقات
مقیاس در نقشه
wiki: مقیاس

مترادف و متضاد

اشل

واحد

نمونه

قاعده، معیار، ملاک

اندازه، تعداد، حد، مقدار، میزان

۱. قاعده، معیار، ملاک
۲. اندازه، تعداد، حد، مقدار، میزان
۳. واحد
۴. نمونه
۵. اشل

measure (اسم)حد، اقدام، میزان، درجه، مقدار، پایه، اندازه، پیمانه، تدبیر، مقیاس، واحد، وزن شعر، بحرcriterion (اسم)محک، میزان، معیار، ملاک، ضابطه، مقیاس، نشان قطعیgauthorge (اسم)درجه، وثیقه، اندا...

فرهنگ فارسی ساره

سنجه، پیمانه

فرهنگستان زبان و ادب

{scale , échelle (fr. )} [عمومی، مهندسی نقشه برداری] [عمومی] رابطۀ میان اندازۀ واقعی چیزی با اندازۀ نقشه و نمودار آن [مهندسی نقشه برداری] نسبت یک فاصله مشخص بر روی عکس یا نقشه به فاصله متناظر آن بر روی زمین

کلمات مرتبط

  • مقیاس اسمی
  • مقیاس اصلی
  • مقیاس باد
  • مقیاس باد بوفورت
  • مقیاس باد زمین گَرد
  • مقیاس برداشت آب نگاشتی
  • مقیاس بی هنجاری
  • مقیاس تألیف
  • مقیاس ترتیبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات