Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقطر

تلفظ بین المللی : /moq1ˈattar/ تلفظ :‌ [moq1'attaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زاج مقطر
  • آب مقطر
  • اب مقطر
  • مقطرن
  • مقطره
  • ذو مطرقه
  • ربیعبن مطرف
  • طلوع مقارنه ای
  • طیلسان مطرا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مقطر. [ م ِ طَ ] (ع اِ) بوی سوز. مِقْطَرة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مجمرة. ج ، مقاطر. (از اقرب الموارد).

مقطر. [ م ُ ق َطْ طَ ] ( ع ص ) قطره قطره چکانیده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). قطره قطره چکیده و قطره قطره چکانیده. ( ناظم الاطباء ) : پر فایده و نعمت چون ابر به نوروزکز کوه فرود آید چون مشک مقطر.ناصرخسرو.بالنده بی دانش مانند نباتی کز خاک ...

فرهنگ عمید

۱. (شیمی ) تقطیر شده.
۲. [قدیمی] قطره قطره چکیده.

فرهنگ معین

(مُ قَ طَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) قطره قطره ، چکانیده . ۲ - (ص . ) تقطیر شده .

فرهنگ فارسی

قطره قطره چکانیده شده، تقطیرشده، چکیده
( اسم ) ۱ - قطره قطره چکانیده : [ بانگشت بنمایم ار دو رخانت همی باده ز انگشتم آید مقطر . ] (منصور منطقی . برگزیده شعر . ج ۱.چا.۲ ) ۵۲:۱ - تقطیرشده
بوی سوز . مقطره .

کلمات مرتبط

  • زاج مقطر
  • آب مقطر
  • اب مقطر
  • مقطرن
  • مقطره
  • ذو مطرقه
  • ربیعبن مطرف
  • طلوع مقارنه ای
  • طیلسان مطرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات